جفنگ آباد

نوشته می‌نویسیم!
جفنگ آباد

نوشته می‌نویسیم!

aliaa12 کیست؟
کسی که با وی می شویم 7 میلیارد نفر!!!


طراحی و مشاوره انواع کاور:aidinoo

آخرین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان


خواهی نخواهی روز‌ها یکی پس از دیگری می‌گذرند ؛‌ قانونی از قانون های طبیعت که فرصت می‌دهد و می‌گیرد. همان طبیعتی که پایه گذاشته شده تا آرزو ها را در دل ما بدواند .
آرزو ها و خواسته هایی که از طلوع تا غروب زندگی با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم. راهی بی‌پایان که در  هر پایانش شروعی دوباره نهفته است.
امید به کامروایی از روی خصلت در اعتمادی خود‌ساخته و اکتسابی.امیدی که خورشید تابان بشریت است ، بشریتی که پایه گذارده شد تا زیبایی های زندگی مفهوم پیدا کند ، زیبایی که باید اساسش انسانیت باشد.انسانیتی که بنیانش مهربانی و امید و آرزوست.
در این زندگی افسار گسیخته ،انتخاب ها نقش دارند و مسئولند اما  همه حرف ها را نمی‌زنند. روزگار هم حرف‌های خویش را دارد ، روزگاری که برای زندگی نقشه هایی دارد ، گاه پسندیده و گاه ویرانگر. اتفاقاتی که جز غافلگیری سودی ندارند.
امید‌ها و آرزوها در زندگی به تار مویی بندند ، تار مویی که با قطع شدنش امید‌ها و آرزو‌های خویش را پوچ و از دست‌رفته می‌یابیم اما ما انسانیم و امید و آرزوست که سرشت ما را می‌بافد و هر بار امید و آرزویی نو در کالبد ما دمیده می‌شود و زندگیمان را از فرط استیصال بیرون می‌کشد و این سرشتی پسندیده است.
روزگار نیرنگ‌باز است ، نیرنگی که برای وجود ماست. وجودی که بسی والاست و باید احترامش را نگه داریم ، زیرا در این روزگار نیرنگ‌باز:
"زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست"
و حضورمان وقتی معنا می‌یابد که در آن جولان دهیم نه این که افسارمان را به دستان نیرنگ‌بازش بسپاریم.
.
.
.
.
.
امیدوارم لذت برده باشین!! (تا جایی که تونستم از نثر مسجع و سنگین استفاده ننمودم اگه نارسایی داشت شما ببخشید(فرز بر وزن فعال این جملمو فهمید برای اطلاعات بیشتر مراجعه آزاد است.))

 آ.ن: از جمیع دوستان خواهش‌مندم اگر از این پست چیزی فهمیدید ما را هم بی‌خبر نگذارید. مچکرم.
(نکته کنکوری:جمیع دوستان ادبیاتشون در حد تیم ملیه!!!)
  • aliaa12

یکی به من بگه منو چه به وبلاگ طنز جفنگ‌‌آمیز؟؟؟؟؟؟؟؟
منو چه به جفنگ نویسی؟؟؟؟؟؟؟
کارم نبود؟؟؟؟؟؟بارم نبود؟؟؟؟؟درسم نبود؟؟؟؟مشقم نبود؟؟؟دوستم نبود؟؟فیسبوک نبود؟عشقم نبود!
شاید می‌خوام روزم تکراری نباشه!
شاید می‌خوام بگم من متفاوتم!
شاید می‌خوام بگم من خرزنم!
شاید می‌خوام بگم آب قحطه!
شاید می‌خوام بگم عاغا ما غلط بکنیم!
شاید می‌خوام بگم آیفون دوست ندارم!
 شاید می‌خوام داستان تخیلی بنویسم!
شاید می‌خوام خاطره تعریف کنم!
شاید می‌خوام نظرمو اعلام کنم!
شاید می‌خوام تنشای روانیمو خالی کنم!
شاید می‌خوام درد جامعه رو دوا کنم!
شاید می‌خوام رو گذشتم سرپوش بذارم!(برای اطلاعات بیشتر به مهیمن مراجعه شود.)
شاید می‌خوام گذشتمو بروز بدم!
شاید می‌خوام ییخیال آینده شم!
شاید می‌خوام خودمو تو اینترنت حک کنم!
شاید می‌خوام حال فرز بر وزن فعالو بگیرم!
شاید می‌خوام در راه خدا بنویسم!
شاید می‌خوام ...!!!
شاید از آیدین خوشم نمیاد!!!
شاید تقصیر ـــــــــ!!!(برای این که تبعیض قائل نشیم از نام بردن شخص مورد نظر معذوریم.)
شاید به خاطر فراز و نشیب های زندگیه!
شاید به خاطر این که خواستن توانستن است!!!
شاید به خاطر این که دنیا منو به جفنگیدن میطلبه!!!
شاید به خاطر این که:
تا جفنگ هست زندگی باید کرد!!!
شاید،شاید،شاید !!!
شاید خستم!!!
لطفا مرا راهنمایی بفرمایید  

  • aliaa12

(جفنگی شده شعر سهراب در زمستان)

دشت هایی چه فراخ

کوه هایی چه بلند

من در این آبادی پی چیزی بودم

پی گرما شاید

پی ابری ،ریگی،تگرگی

پی برفی ماندم،سوز می آمد ،گوشگیر داشتم

چه کسی وزوز کرد؟

اسکی کردم

باشگاهی سر راه

لب بازی

گیوه هارا کندم ونشستم،پام یخ زد

من چه داغم امروز 

و چه اندازه تنم تب دارد 

نکند دارو گران باشد

چه کسی پشت تگرگان است

عصر یخبندان است

مهربانی هست،پرتغال هست،ایمان است

آری

تا جفنگ هست زندگی باید کرد

درشکمم چیزی است به رنگ سیب کبود

وچنان بیتابم که دلم میخواهد

بدوم تا دم در*،بنشینم

دور ها آوایی است که مرا میخواند:

آب قحط است!!!!!

                                                                    

اشاره به در دستشویی دارد.


  • شهریار ()
اینجا رشته و
 قافیه به تنگه
    SH،به جفنگه
   دلش،رنگاوارنگه
       غمت،مایه ننگه
        دلم تنگه دلم تنگه دلم تنگه برایت...
                                         
 باور کن

        

  • شهریار ()