جفنگ آباد

این بلاگ جایی برای خواندن مطالب طنز و جالب و ارائه ی نظرات دوستانه (بدون توهین به شخص یا قوم خاصی) است.
جفنگ آباد

این بلاگ جایی برای خواندن مطالب طنز و جالب و ارائه ی نظرات دوستانه (بدون توهین به شخص یا قوم خاصی) است.

اینجا رشته و
قافیه به تنگه
SH،به جفنگه
دلش،رنگاوارنگه
غمت،مایه ننگه
دلم تنگه
دلم تنگه
دلم تنگه برایت...



aliaa12 کیست؟
کسی که با وی می شویم 7 میلیارد نفر!!!


طراحی و مشاوره انواع کاور:aidinoo

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

به امید دیدار! خدا نگهدار!

پنجشنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۳۵ ب.ظ

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

هیچوقت فرا رسیدن همچین روزی رو دوست نداشتم. روزی که یک جفنگ نوشته ، جفنگ آباد رو تعطیل کنه. روزی که محفل ناتمام بمونه. روزی که بیخیال جزیره ی الماس بشم. روزی که باید بگم:

جفنگ‌‌آباد! شاید روزی دیگر ، آبادت کنم.   به امید دیدار!

کاشکی جز معذزت خواهی کاری از دستم برمی‌آمد. از همه دوستانی که جفنگ‌آباد را زنده نگه می داشتند و در خیابان های این آبادی کوچک همراه و پشتیبان من بودند ، سپاس گزارم.

من به خاطر ناتمام ماندن محفل از همگی به ویژه بهار جان معذرت می‌خواهم.

از لحظات شادی که در دنیای مجازی برایم رقم زدید ممنونم.

همیشه این سخن را گرامی می‌دارم:

"هنگامی که با دوستان به سر می‌برم دیگر هیچ آرزویی ندارم"

.

 آیدین جان! دوست قدیمی من!

با همه خصوصیت هایی که داری، با تمام حاشیه های کوچیک و بزرگی که داری، قلب پاکت رو دوست دارم. قلب پاک تو این دوره زمونه کم پیدا می شه، مراقبش باش.

از تو ممنونم که همیشه ،در فضای حقیقی و مجازی، اسباب خنده و شاد بودن رو فراهم می‌کنی.

از تو ممنونم که همیشه یه دوست خوبی. از تو ممنونم که انژی رو به جمع دوستان میاری. ممنونم!

شاید خودت خبر نداشته باشی اما کار بزرگی انجام دادی ، کاریکه همیشه در ذهن ما خواهد ماند!

تو 1طنز رو ساختی، تو محفلی ساختی که اندیشه ای را گوشزد می‌کند. اندیشه ای که به نظر من نوعی آرمان در زندگی امروزیست. آرمانی به نام کمی تا قسمتی طنز! آرمانی از جنس علاقه! اندیشه ای که به ما یادآوری می‌کند: چشمهایت را بشور، دنیا تمام نمی‌شود. کمی تا قسمتی به آن بخند. آرمان‌ها نمی‌میرند اما فراموش می‌شوند و از تو خواهش می‌کنم این آرمان و اندیشه کوچک اما والا را فراموش نکنی و زنده نگهش داری.

.

 نگار جان

به خاطر زحماتی که کشیدی و داستان هایی که نوشتی از تو تشکر می‌کنم. مسئولیت پذیری تو همیشه در ذهن من خواهد ماند.

.

 مهتاج جان

از تو سپاسگزارم زیرا: تو به من یادآوری نمودی می‌توان به لحظات عادی زندگی با دیدی خاص نگریست و از این لحظات ساده ، کمال لذت را برد.

.

 صبا جان

به لطف تو رمان خرمگس از ذهن من پاک نخواهد شد. نگارش صریحت نیز عالیست!

.

 کیانا جان

تو یک انسان موفق و دوست داشتنی هستی. منطق تو هر موجود عاقلی را شیفته ی خود می‌سازد. منطقی با لطافت عجیب .

بلی!

باور دارم تو می توانی یک افسانه شوی و امیدوارم ، روزی افسانه شدنت را ببینم. 

.

 رها جان

از این که همراه وبلاگم بودی ممنونم. امیدوارم به خواسته‌هایت برسی.

.

 پویا خان

فقط می‌تونم بگم! تو نماد یک مفسر ایرانی هستی! تو این روزگار هرکسی نمی تونه مثل تو اینقدر واضح بنویسه!

.

 بهار عزیز

پویایی شیوه بیانت ، لحظاتی بهاری برای مخاطب به ارمغان می آورد. شیوه بیانی که دارید کمتر دیده شده است. قدر این موهبت را بدان.

اراده ی تو همیشه مرا به تحسین وا می‌دارد. آفرین!

.

 پرنیان جان

سطح اطلاعات و قلم ادبیت مرا شگفت زده می‌کند. شخصی با دامنه اطلاعات شما کمتر پیدا می شود.

از اطلاعات و قلمت استفاده کن.

.

و در نهایت از همه جفنگ‌آبادی ها سپاس‌گزارم.

نظرات  (۱۵)

  • کمند سلیمانی
  • حمایت* :|
    پاسخ:
    :))
    امیدوارم برگردم!
    قول نمیدم!
    کیانا جان
    نه! به خاطر قلم چی و ... نیست!
    امیدوارم!
    ممنونم!
    امیدوارم!
    آیدین جان
    ممنون از اطلاع رسانی!
    امیدوارم!
    صبا جان
    از سخنان زیبا و به جا شما لذت بردیم!
    پرنیان جان
    خیلی ممنون
    من هم همینطور!
    درمورد اتفاقات آینده نظری برای ارائه ندارم!
    امیر جان
    ممنون که اینقدر شفاف بیان کردی!
    بهار جان
    من شرمندم!
    آیدین جان
    لطف دارین!
    سپیده جان
    قولی نمیدم که ممکنه ... .
    کمند جان
    خیلی لطف داری!
    من هم امیدوارم!
    ینی عاشق خودمم که انقد همیشه زووود میرسم!
    امیدوارم که کنکورو بترکونی و شت و پتش کنی و نه برعکس!
    اوه! من انگار بازم خیلی دیر رسیدم. به این دلیل که همیشه دیر میرسم پیشاپیش قبول شدنت رو تو رشته مورد نظر تو دانشگاه مورد نظر و با رتبه عالی تبریک میگم :)
    من هیچقوت از خداحافظی خوشم نمیاد!
    بعد این قضیه "جفنگ‌‌آباد! شاید روزی دیگر ، آبادت کنم." چیه؟ چرا شاید؟!
  • آیدین همتی
  • میخواستم بهتون خبر بدم که حمید و محمد (جداً) از جمعه شروع به کار میکنن.
    ولی این خبر بد رو که خوندم ...
    :(
    امیدوارم تو مثل حمید دیر نکنی. مثل محمد زود بیای.

    میای دیگه بعد کنکور؟! [؟]
  • آیدین همتی
  • میخواستم بهتون خبر بدم که حمید و محمد (جداً) از جمعه شروع به کار میکنن.
    ولی این خبر بد رو که خوندم ...
    :(
    امیدوارم تو مثل حمید دیر نکنی. مثل محمد زود بیای.

    میای دیگه بعد کنکور؟! [؟]
    ++++ راستی جا داره به خاطر املای درست «سپاس گزار» یه تشکر ویژه ازت بکنم و بگم که به خاطر این حرکت انقلابیت، سعی میکنم همه ی کلمه هایی رو که تو این مدت اشتباه نوشتی از یاد ببرم! :دی
    +++++ میای دیگه بعد کنکور؟!
    وقتی بحث سر کنکور میشه، جای اعتراض نمیمونه!
    همیشه از تغییرا بدم میومده! از این که یه چیزی تو زندگیم جا به جا بشه! حالا هرچی یا هرکی!
    ولی خب امیدوارم که کمتر از یه سال دیگه، همه مون بیایم وبلاگامون در مورد رتبه های عالیمون بنویسیم! و همین امید جبران میکنه همه ی این تغییرای لوسی رو که کنکور باعثشون شده!
    + آیا انگیزه ی این خداحافظی، آزمون امروز قلمچی و تراز های بالای 8000 برخی دوستان است؟! رو من که خیلی تاثیر داشت!
    ++ «از ابتدای زندگیم هر اتفاق بدی که افتاد مقصرش زمان بود.» :((
    +++ موفق باشی! با خبرای خوب برگرد! :)
  • کمند سلیمانی
  • کنکور! ای کنکور لعنتی! :|
    حیف! حیف که این محفل هم ناقص موند!
    حیف که علیرضا استعداد فراوانش در زمینه ی نویسندگی بخاطر کنکور خاموش شد!
    علیرضا جان دلمان برایت تنگ خواهد شد! امیدوارم بعد از کنکور باز هم ببینیمت و نوشته هات رو بخونیم :)
    چرا رفتی؟ چـــــــــــراو؟؟؟ :((((
    Kollan in konkur harsal chand nafaro az web dur mikone va dg ham nemian! Laaghal shomaha ghol bedid k baad az konkur dobare biain... bavar konin age nayayn az dastetun delkhor mishama!!
    Vase hamatun doa mikonam!;)
  • آیدین همتی
  • از ابتدای زندگیم هر اتفاق بدی که افتاد مقصرش زمان بود.
    کاش در دوران دبیرستان می‌موندیم و این اتفاق نمی‌افتاد.

    علیرضا جان.
    هیچکس مثل تو اسرار و روحیات دیگران رو نمی‌فهمه. هیچکس مثل تو منطقی نیست. تو مسلماً در نوع خودت بهترینی. و البته بی‌نظیر تنها صفتیه که می‌تونم بدم بهت.
    اشکم در اومد میخواستم حسابی با توپ پر کلی شکایت کنم از بستن وبلاگ اما "کنکور" دیدم مهر سکوت خورد رو لبم.دلمون تنگ میشه خییییییلییییییی زیاد.کلا انقد بد خورده تو برجکم نمیدونم چی بنویسم.کالا از خداحافظی بدم میاد کلا به نشانه اعتراض سکوت میکنم اصن. :'(((((
    کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/کنکور/

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی